ایده پردازی

275 بازدید

ایده پردازی؛ تعاریف و تکنیکها

کلمۀ ایده، کلمهای است که در اولین گامهای آغاز کسبوکار و کارآفرینی، به آن پرداخته میشود. ایدۀ مناسب و دقیق، میتواند موفقیت یک کسبوکار را تضمین کند.

در این مقاله به جوانب مختلف ایده و ایدهپردازی خواهیمپرداخت تا شما هم بتوانید ایدهپرداز خوبی باشید.

ایده چیست؟

بسیاری از موفقیتها از یک ایده نشأت گرفتهاند. ایدهای که به حل یک مشکل یا تولید یک محصول جدید پرداختهاست.

اگر بخواهیم این واژه را به طور مختصر تعریف کنیم، باید بگوییم ایده یعنی اندیشه، عقیده یا تصوری که در ذهن آدمی شکل میگیرد.

در گذشته، ایدهها به صورت سنتی ایجاد میشد، اما در دنیای کنونی هر چه بیشتر، خلاقیت با ایده ترکیبشود، جذابتر خواهدبود.

فقط متخصصان و نخبگان قادر به تولید ایدههای بزرگ نیستند. آنها میتوانند حاصل تفکر هر کسی باشند.

 

چه چیزی منجر به ماندگاری ایدهها میشود؟

اگر از کیفیت و کارایی ایدهها صرف نظر کنیم، افراد زیادی وجود دارند که بتوانند ایده تولید کنند. اما تفاوت ایدهها در این است که بعضی از آنها ماندگار میشوند و بعضی دیگر خیلی زود از یادها میروند.

در داستان ایدهپردازی، نکتهای که اهمیت دارد این است که برای تولید ایدههای ماندگار تلاش کنیم. یعنی اگر ایده به تولید محصول یا رفع مشکلی پرداخت، سالها بعد هم در گوشۀ ذهن انسانها باقی بماند. در این صورت میتوان گفت که ایدۀ موفقی بوده و احتمالا کسبوکار موفقی را نیز رقم زدهاست.

ایده، باید درک شود، به خاطر افراد سپردهشود و آنقدر توانا باشد که بتواند روی عقیده و نگرش آنها اثری بگذارد. شاید این اتفاق، بالاترین هدف ایدهپردازی است که البته متأسفانه کمتر به آن پرداخته میشود.

این موضوع را فراموش نکنیم که همۀ ایدهها قابلیت ماندگاری را ندارند. به همین خاطر، باید به انتخاب ایدههایی پرداخت که خاص و خلاق هستند و  آنقدر ارزش دارند که بخشی از ذهن افراد را اشغال کنند.

اصول ایدههای ماندگار

برادران هیث در کتاب «ایدۀ عالی مستدام»، از اصولی برای ماندگاری ایدهها نام بردهاند.

آموختن این اصول، برای کسی که قصد دارد یک ایدهپرداز خلاق شود، خالی از لطف نیست.

اصل اول: سادگی

برای اینکه ایدهای در خاطرها بماند، باید ساده و روان باشد. البته الزاما کوتاهی و روانی، ملاک ماندگاری نیست. عمیق بودن و مفهوم ویژهای که در ایده نهفتهاست، آن را جاودانه میکند.

اصل دوم: غیرمنتظره بودن

اینکه همه چیز برای مخاطبان قابل پیشبینی باشد، جذابیتی در پی ندارد. همیشه چیزهایی در خاطرمان ثبت میشوند که غیرمنتظره باشند و ما را شگفتزده کنند. باید ایدهای ارائه داد که دیگران را غافلگیر کند.

اصل سوم: ملموس بودن

باید صریح و واضح، آن چه در سر داریم را بیان کنیم. اگر مخاطبان به روشنی نتوانند منظورمان را درک کنند، احتمالا ماندگاری ایده بسیار دور از تصور خواهدبود.

اصل چهارم: معتبر بودن

ایده، باید اعتبار داشتهباشد تا افراد بتوانند به آن اعتماد کنند.  ایده، نباید خودش را به اجبار به مردم تحمیل کند، بلکه باید اجازه دهد که افراد خودشان آن را آزمایش کنند.

اصل پنجم: احساسی بودن

برای اینکه ایدۀ ما مورد پذیرش عموم قرار بگیرد، باید احساس خوبی برای آنها ایجاد کنیم. انسانها زمانی که عاطفه و احساسشان با موضوعی گره بخورد، بیشتر با آن موضوع ارتباط برقرار میکنند.

اصل ششم: داستانی بودن

باید بلد باشیم برای مخاطبان، داستان بگوییم. داستانها، بیشتر در حافظۀ افراد ثبت میشوند و حتی پس از سالها، میتوانند داستانها را به خاطر بیاورند.

با رعایت این شش اصل، ایدۀ شما با بقیۀ ایدهها متمایز میشود و مسیر ماندگاری را در پیش میگیرد.

3 مرحلۀ ایدهپردازی موفق

امروزه شرکتهای بسیاری به دنبال جذب ایدههای ناب هستند تا بتوانند با قدرت و محبوبیت بیشتری به فعالیتهای خود ادامه دهند. از این رو، ایدهپردازی، نقش بسیار مهمی در دوام کسبوکارهای کنونی دارد.

مخاطبان نیز، علاقهمندند پیگیر محقق شدن ایدههای ناب باشند. با توجه به گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی، بسیاری از افراد، از این طریق با ایدهها آشنا میشوند و بازخورد و نظراتشان را به اشتراک میگذارند.

ایدهپردازی موفق بر 3 مرحلۀ کلیدی تکیه دارد. افراد و شرکتهایی که قصد دارند ایدهپردازی منحصر به فردی داشتهباشند، باید آمادگی لازم جهت مدیریت هر مرحله را کسب کنند.

مرحلۀ اول: خلق ایده

برای بسیاری از شرکتها، فرآیند ایدهپردازی با پرداختن به یک مشکل یا نیاز خاص، آغاز میشود.

اما نکتهای که قابل توجه است، فقط شناخت مشکلات نیست، بلکه درمان آنها به واسطۀ خلق ایدههای ناب و کارساز میباشد.

علاوه بر این، از ایدهپردازی در دو حوزۀ مهم دیگر نیز استفاده میشود:

اولین حوزه، شایستگی محوری است که در آن از ایدهپردازی برای توانمندسازی شرکت و یا سازمان بهره میگیرند. در این بخش، شرکتها به ایجاد بازارهای جدید و تولید محصولات یا خدمات تازه و بی بدیل اقدام میکنند.

حوزۀ دوم نیز که به نیازسنجی مشتریان اشاره دارد، از هنر ایدهپردازی برای تحقیقات بازار با کارایی بیشتر، بهرهمند میشود.

مرحلۀ دوم: انتخاب ایده

در این مرحله، مهم است که بدانیم چه معیارهایی باید ارزیابی شوند و چه کسانی باید انتخاب کنند.

برای انتخاب ایدههای مناسب، باید از برچسبها و تگها برای تبدیل کردن ایدهها به دستهبندیهای معنادار، استفاده کنیم. برای این کار، ابتدا محصولات مرتبط را از جدا میکنیم و برچسب میزنیم. سپس، به دنبال ویژگیهای محصولات مرتبط میرویم و آنها را با جزئیات بیشتری بررسی میکنیم. خصوصیات به دست آمده را تگ میکنیم. در نهایت، با استفاده از برچسبها و تگها، به اولویتبندی ایدهها میپردازیم. حرکت کلیدی در این بخش این است که با دقت فراوان، تنها ایدههای مهم را راهی مرحلۀ بعد نماییم.

مرحلۀ سوم: اجرای ایده

برای کسب موفقیت در بخش اجرای فرآیند 3 مرحلهای، باید توانایی انتخاب ایدههای برتر را در خود تقویت کنیم. درواقع، موفقیت در این مرحله، کاملا به دقت در مرحلۀ قبل بستگی دارد.

اگر این فرآیند در یک تیم کاری در حال انجام است، باید همۀ اعضا از وظایفی که در طول فرآیند دارند آگاه باشند و نقش خود را به درستی ایفا کنند. این افراد، باید تحمل پذیرش ایدههای جدید را داشتهباشند، حتی اگر ایدههای جدید توسط خودشان خلق نشدهباشد.

تکنیکهای معروف برای ایدهپردازی

در این بخش 18 تکنیک برتر جهان، برای کسب مهارت در ایدهپردازی معرفی میشود.

شما هم میتوانید از این تکنیکها برای ایدهپردازی موفق استفاده کنید.

  • طوفان فکری

 در این فرآیند، تعداد زیادی از افراد دور هم جمع میشوند و دربارۀ یک موضوع مشخص یا حل یک مسئله، هر چه به ذهنشان میرسد، بیان میکنند. در این تکنیک، افراد نباید ترس از قضاوت دیگران داشتهباشند، بلکه باید با آرامش و بدون اضطراب، نظر بدهند و نظراتشان با استقبال حاضرین مواجه شود.

نکتهای که در اینجا اهمیت دارد، تعداد زیاد ایدهها است و درستی یا نادرستی آنها، مدنظر قرار نمیگیرد.

طوفان فکری معمولا از اجتماع 6 تا 10 نفر تشکیل میشود.

  • تکنیک اسکمپر

این تکنیک بیشتر برای تصمیمهای فردی کاربرد دارد، اما برای تصمیمهای گروهی نیز از آن استفاده میکنند.

اسکمپر یک چک لیست است که به شرکتها و کسبوکارها کمک میکند تا بتوانند محصولاتی که دارند را تغییر دهند و به محصولات تازه و متمایزی تبدیل کنند.

این تکنیک، توسط «باب ابرل»، مطرح شده و از حروف اول افعالی تشکیل میشود که در ایدهیابی کاربرد دارند.

این چک لیست شامل موارد زیر میباشد:

 

حرف S از کلمۀ Substitution به معنای جانشین کردن

مثال: چه کسی میتواند جانشین دیگری شود؟ چه زمانی میتواند جایگزین زمان دیگر باشد؟

در حوزۀ فناوری، میتوان به جانشینی تلفن همراه با برندهایی نظیر سامسونگ به جای برند نوکیا اشاره کرد.

 

حرف C از کلمۀ Combine به معنای ترکیب کردن

مثال: ترکیب کردن مواد جدید با مواد موجود و یا ترکیب کردن خدمات سابق با خدمات جدید.

شرکت اسنپ، ترکیب کردن خدمات را به خوبی به نمایش گذاشتهاست. این شرکت در کنار ارائۀ خدمات حمل و نقل، خدمات گردشگری و خردهفروشی آنلاین و… را نیز اضافه نمودهاست.

 

حرف A از کلمۀ Adapt به معنای سازگار کردن

مثال: تغییر دادن عملکرد دستگاهها برای سازگاری بهتر با شرایط جدید و محصولات تازه.

امروزه کتابها را به شکل کتابهای صوتی روانۀ بازار میکنند تا افراد بیشتری در مسیر رفتوآمدهایشان در مترو یا ماشین از آنها استفاده کنند.

 

حرف M از کلمۀ Magnify به معنای تغییر دادن

مثال: ایجاد تغییرات ظاهری مانند تغییر دادن رنگ یا رایحه.

شیر پاستوریزه که در گذشته فقط به یک شکل موجود بود، این روزها با شکلهای مختلفی مانند شیر غنی شده از ویتامین دی، در بازار وجود دارد.

 

حرف P از کلمۀ Put to other uses به معنای استفاده در موارد دیگر

مثال: از قطعات تولید خودرو در چه وسایل دیگری میتوان استفاده کرد؟

حتما شما هم دیدهاید که از قوطیهای کنسرو و یا شیشههای محصولات غذایی، به عنوان جامدادی و یا موارد دیگر استفاده میشود. اینها نمونههای جالب از استفاده در جاهای دیگر هستند.

 

حرف E از کلمۀ Elimination به معنای حذف کردن

مثال: حذف کردن عملکردهای غیرضروری.

در صنایع تولید نوشیدنی، قند محصولاتی مانند نوشابه را حذف کردهاند و نوشیدنی بدون قند تولید نمودهاند تا برای افرادی که به دیابت دچارند و یا رژیم دارند، مناسب باشد.

 

حرف R از کلمۀ Reverse به معنای معکوس کردن

مثال: جابهجا کردن قطعات در محصولات.

در گذشته، افراد برای خرید مایحتاج روزمره، به مغازهها و فروشگاهها مراجعه میکردند. اما امروز با ظهور فروشگاههای خردهفروشی آنلاین مانند اسنپ فود، فروشگاهها و مغازهها به مشتریان رجوع میکنند.


  • افکارنویسی

در این تکنیک، افراد به جای بیان نظراتشان، باید آنها را یادداشت کنند. زمان مشخصی را در نظر بگیرید و از شرکتکنندگان بخواهید ایدههایی که دربارۀ یک موضوع معین دارند را بنویسند. سپس هر فرد باید برگهاش را به نفر دیگری بدهد. نفر دیگر، نوشته را میخواند و چند ایده هم خودش به آن اضافه میکند. در نهایت وقتی همۀ برگهها رد و بدل شد، آنها را جمعآوری میکنید و میخوانید و همگی دربارۀ ایدههای نوشته شده، به گفتگو و بحث میپردازید. پس از گفتگو، ایدههای برتر انتخاب میشوند.

  • داستاننویسی

در روش داستاننویسی، از تابلوهای داستانی استفاده میشود. تابلوها، به افراد، این امکان را میدهد که نتایج تحقیقاتشان را به شکل داستان به نمایش بگذارند. درواقع، باید هر فرد اطلاعات و جزئیات مربوط به هر ایده را روی یک برگه جداگانه به تصویر بکشد و سپس این برگهها را به طرز معناداری در کنار هم و روی تابلو بچیند. این چیدمان باید برای مخاطبان قابل درک باشد و مراحل ایدهپردازی را به روشنی بیان کند.

  • لیستسازی

در لیستسازی، هدف اصلی این است که بدانیم چگونه میتوانیم محصول بهتری داشتهباشیم. به همین خاطر، قطعات محصول را از هم جدا میکنیم و به تحلیل خصوصیات و کارکردهای هر قطعه میپردازیم.

این تکنیک قصد دارد به ما نشان دهد که حذف یا اضافه کردن هر قطعه در هر محصول، چه اتفاقات منفی یا مثبتی را در آن رقم میزند.

 

  • رویاپردازی

رویاپردازی، یکی از بهترین تکنیکهای ایدهپردازی است که بهترین ایدهها را کشف میکند. انسانها زمانی که در رویاهای خویش غرق میشوند، به بهترین ایدهها دست پیدا میکنند که شاید در شرایط دیگر، قادر به این کار نباشند.

رویاپردازی کنید تا ایدههای ناب به سراغتان بیایند!

  • تفکر معکوس

تفکر معکوس، از بقیه تکنیکها متفاوت عمل میکند. یعنی به جای تشویق انسانها به ایدهپردازی برای حل مشکلات، از آنها میخواهد که به حل نشدن مشکلات فکر کنند! 

مثلا به جای فکر کردن به اینکه «چگونه نظم بیشتری در زندگی داشتهباشم؟»، به این فکر کنید که «چگونه اصلا نظمی در زندگی نداشتهباشم؟»

اینطور که معلوم است افراد تمایل دارند بیشتر به صورت معکوس فکر کنند و نتیجه بگیرند.

  • نقش بازی

هر شرکتکننده، باید نقشی متفاوت از آن چه که هست را ایفا نماید. از آنجایی که این تکنیک سرگرمکننده است، میتواند در حین بازی، ایدههای غیرمنتظره پدید آورد.

  • تجسمهای بصری

باید برای درک یک مسئله، آن را به صورت تصویری یا بصری ارزیابی کنیم. در این روش، شرکتکنندگان به خود مشکل فکر نمیکنند و فقط روی تصاویر مرتبط متمرکز میشوند. در این زمان ضمیر ناخودآگاه آنها فعال میشود و ایدههای مختلفی در ذهنشان شکل میگیرد.

یکی از مزایای این روش، بیدار شدن قوۀ عاطفی و احساسی انسانها و استفاده از آن در فرآیند ایدهپردازی است.

  • نقشۀ ذهنی

این تکنیک، برای ایدهپردازی از گرافیک بهره میگیرد. هر ایده روی یک برگۀ کاغذ نوشته میشود و با خطوطی ایدههای قبلی و بعدی را به هم متصل میکند. در نهایت، شبکهای از ایدهها ایجاد میشود. نقشۀ ذهنی، اطلاعات مرتبط با ایدهها را دستهبندی نموده و این اطلاعات را با دیگران به اشتراک میگذارد.

 

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://pellebepelle.com/?p=2144
اشتراک گذاری:

نظرات

0 نظر در مورد ایده پردازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

فراموشی رمز عبور

ثبت نام

به مرکز کارآفرینی پله به پله خوش آمدید.

به مرکز کارآفرینی پله به پله خوش آمدید