استارتاپ چیست؟

359 بازدید

استارتاپ، یک شرکت جوان است که توسط یک یا چند کارآفرین تأسیس میشود تا یک محصول یا خدمت منحصر به فرد را توسعه داده و آن را به بازار عرضه کند.

در این مقاله با هم به مطالب زیر می پردازیم:

  • اصول یک استارتاپ
  • نمونه هایی از یک استارتاپ
  • دلایل شکست استارتاپها
  • اعتبارسنجی
  • هرم نیازهای مازلو و ارتباط آن با کسبوکار
  • ارزش پیشنهادی
startup

استارتاپ

اصول استارتاپ

یک استارتاپ، از جهات مختلفی با شرکتها متفاوت است و اصول متمایزی دارد. این اصول شامل موارد زیر میباشد:

  • بنیانگذاران: معمولا یک تا 3 نفر از افراد، تصمیم به ایجاد یک استارتاپ میگیرند و آن را با هدف بروز تغییر در بازار راهاندازی میکنند.
  • بودجه: تأمین مالی استارتاپها از شیوههای متعددی صورت میگیرد. اما معمولا، بینیانگذاران از سرمایهگذارها کمک میگیرند و یا اگر بتوانند از بودجۀ شخصی هزینه میکنند.
  • فرهنگ کار تیمی: استارتاپها یک تجارت کوچک راه میاندازند که در آن فرهنگ کار تیمی وجود دارد. تیم، به طور مستقیم بر موفقیت تجارت تأثیر دارد.
  • محدودیتها: استارتاپها نسبت به شرکتها، با محدودیتهای زیادی مواجه هستند. این محدودیتها شامل محدودیتهای زمانی، مالی و… میباشد.
  • حل مسئله: یکی از اهداف اصلی استارتاپها، حل مسئله از طریق ارائۀ یک محصول یا خدمت جدید به بازار است. استارتاپ، در مسیر هدفش توسعه مییابد و رشد میکند.
 

نمونه هایی از یک استارتاپ

همانطور که استارتاپها در سراسر جهان رشد کردهاند و بسیاری از آنها هر روز گستردهتر و موفقتر میشوند، در کشور ما نیز، استارتاپهای معروف و موفقی وجود دارد. نام تعداد زیادی از آنها برای همۀ ما آشنا است و احتمالا بارها و بارها از محصولات و خدمات آنها استفاده کردهایم. دیجی کالا، اسنپ، دیوار و… امروزه جزئی از زندگی اغلب ما ایرانیان شدهاند.

به عنوان نمونه قصد داریم به معرفی کوتاهی از «دیجی کالا» بپردازیم تا بیشتر با مفهوم استارتاپ آشنا شوید.

دیجی کالا

دیجی کالا

دیجی کالا، بزرگترین و پربازدیدترین سایت فروش محصولات الکترونیکی و دیجیتال در ایران است. این شرکت در سال 2006 در ایران راهاندازی شد.

وب سایت دیجی کالا در ابتدا تنها به فروش محصولات الکترونیک مانند دوربین عکاسی و… میپرداخت، اما به مرور زمان محصولات دیگری نیز به این سایت اضافه شد. پس از آن دیجی کالا بزرگترین سایت خردهفروشی در ایران شد که تقریبا همه نوع محصولی را عرضه میکند.

سایتهای مطرح و شناختهشدۀ دیگری در زیرمجموعۀ دیجی کالا قرار دارد، از جمله دیجی استایل که یکی از بزرگترین شرکتهای مد و پوشاک در ایران است و فیدیبو که سایت ارائۀ کتاب الکترونیک میباشد و… .

دلایل شکست استارتاپ ها

استارتاپها با اهداف بزرگ و آرزوهای بسیاری وارد عرصۀ تجارت میشوند. اما پس از مدت کوتاهی، اغلب آنها شکست را تجربه میکنند و ناگزیرند با آرزوهایشان خداحافظی کنند. میخواهیم چند علت مهم شکست در استارتاپها را بررسی کنیم. اگر شما هم به فکر عملی کردن ایدۀ خود هستید، با ما همراه باشید و از تجربیات کسانی که شکست خوردهاند، درس بگیرید.

دلایل شکست استارتاپ

دلایل شکست استارتاپ

نداشتن مهارت: بسیاری از بنیانگذاران، از مهارت و تخصص کافی برای پیش بردن تجارت، برخوردار نیستند. آنها صرفا یک ایدۀ ذهنی را به اجرا گذاشتهاند و هر چه در مسیر کسبوکار جلوتر میروند، مجبورند به علت عدم وجود مهارت، کارها را برونسپاری کنند. این مسیر، کنترل کارها را از دستشان خارج میکند و آنها را با شکست مواجه مینماید.

عدم وجود تعهد: یکی از عوامل مهمی که فقدان آن، کسبوکارها را به سوی شکست سوق میدهد، تعهد است. وجود رهبر و تیم متعهد در یک کسبوکار نوپا، که منافع تجارت و اعضای تیم را بر منافع شخصی مقدم بشمارند، میتواند موفقیت یا شکست یک استارتاپ را تضمین کند.

خودبزرگبینی: بسیاری از صاحبان ایده که در آستانۀ شروع تجارتشان هستند، از نظر خودشان ایدۀ منحصر به فردی دارند که میتواند مخاطبان را شگفتزده کند. اما به محض آغاز تجارت متوجه میشوند که از نگاه مخاطبان، جذابیتی نسبت به کارشان وجود ندارد. این اتفاق به زودی آنها را با تجربۀ شکست روبهرو میکند.

عدم دریافت بازخورد: استارتاپهایی که دریافت بازخورد از مشتریان را به بعد از تولید نمونۀ اولیه موکول میکنند، به نوعی قصد خودکشی تجارتشان را دارند. آنها میخواهند با مطرح کردن ایده پس از مرحلۀ تولید، از دزدیده شدن ایده توسط دیگران جلوگیری کنند. اما به این نکته فکر نمیکنند که اگر محصول، مورد استقبال مخاطب قرار نگرفت، چه بلایی بر سر کسبوکارشان خواهدآمد؟

توجه نکردن به نیاز مشتریان: افرادی که سعی دارند با تلقین نیاز به افراد، برای خودشان تجارتی دست و پا کنند، در ابتدای مسیر، شکست را تجربه میکنند. اینکه بخواهیم راه حلی ارائه کنیم و بعد از مخاطبان بخواهیم که برای راه حل ما، مسئله بسازند، غیرمنطقی خواهد بود.

قطعا عوامل بسیار دیگری نیز در روند نزولی موفقیت کسبوکارها مؤثر هستند، اما این 5 دلیل به این علت که در بیشتر تجارتهای شکستخورده مشاهده میشوند، از اهمیت بالاتری برخوردارند.

«اعتبارسنجی»، راهی برای پیشگیری از شکست

اگر با دقت، دلایل شکست استارتاپها را خواندهباشید، متوجه میشوید که در اغلب موارد، پیش از شروع کسبوکار میتوان روند موفقیت یا شکست آنها را تا حدود زیادی پیشبینی کرد.

«اعتبارسنجی ایدهها»، فرآیندی است که پیش از انجام هر کاری برای آغاز تجارت، دست به کار میشود. این روش میخواهد محبوبیت ایدۀ شما را میان مخاطبان بسنجد و برای پیشگیری از اتلاف زمان و هزینه، به یاری شما بیاید.

اعتبارسنجی

اعتبارسنجی

هرم نیازهای مازلو و ارتباط آن با کسب وکار

نظریۀ سلسله مراتب نیازهای مازلو، یکی از مهمترین نظریهها در زمینۀ تشریح نیازهای انسان است.

«آبراهام مازلو»، نیازهای انسان را در یک هرم و به ترتیب از ابتدایی تا پیچیده، قرار دادهاست.

هرم مازلو

هرم مازلو

سطح یک: قسمت پایینی هرم را شامل میشود و نیازهای فیزیولوژیک نام دارد. این نیازها شامل نیاز به خوراک، پوشاک و… است و در اولویت نیازهای یک انسان قرار دارد.

سطح دو: سطح دوم از پایین هرم، به امنیت تعلق دارد. هر انسانی پس از رفع نیازهای فیزیولوژیک، به امنیت نیاز پیدا میکند. منظور از امنیت، شرایط پایدار و آرامبخش میباشد.

سطح سه: این سطح، نیاز انسان به عشق و محبت را بیان میکند. هر انسانی نیازمند دریافت محبت از خانواده و دوستان خود و پذیرش در گروههای مختلف میباشد.

سطح چهار: چهارمین سطح، نیاز به احترام و وجود اعتماد به نفس در درون خودمان است. انسانها تمایل دارند احساس ارزشمندی و عزت را در خود بیابند.

سطح پنج: نیاز به خودشکوفایی، آخرین نیاز در سلسله مراتب مازلو و بالاترین نیاز در هرم معروف او است. خودشکوفایی به معنای تمایل انسان به رشد استعدادهای درونی و تعالی میباشد.

در سطوح هرم نیازهای مازلو، نیازهای پایین از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردارند. اگر به این نیازها پاسخ مناسب و رضایتبخش دادهنشود، امکان پاسخگویی به بقیه نیازها وجود ندارد.

ارتباط این نیازها با کسب وکار چیست؟

دربارۀ این ارتباط باید گفت که در هر زمینهای که قرار است با مشتری در تماس باشیم، میتوانیم از هرم نیازهای مازلو استفاده کنیم. درواقع، در تمام مراحل تولید، عرضه، فروش و حتی خدمات پس از فروش، میبایست نیاز مخاطب و سطحی که نیاز در آن قرار دارد، مد نظر قرار بگیرد و محصول و خدمت متناسب ارائه گردد. در این صورت، صاحبان کسبوکارها بر نیاز مشتری مسلط خواهندبود و با تمرکز بیشتری، به فعالیت خود ادامه خواهندداد.

ارزش پیشنهادی

«ارزش»، همان چیزی است که یک شرکت به مخاطبانش پیشنهاد میدهد که در صورت انتخابشدن محصولاتش، به آنها تحویل دهد. به بیانی دیگر، ارزش، همان دلیل قانعکننده برای مشتری، جهت خرید از محصولات یا خدمات یک برند مشخص است.

اگر بخواهیم به بررسی ارتباط میان ارزش پیشنهادی و اعتبارسنجی ایده بپردازیم، باید قبل از هر اقدامی از خود بپرسیم که مشتری بابت ارزشی که قرار است به او ارائه بدهیم، از ما خرید میکند؟ باید به طور کامل بررسی کنید که ارزش مدنظرتان چقدر قادر است نظر مخاطب را جلب کند؟

ارزش

ارزش

 در پایان

برای کسب موفقیت در تجارت، از خلأهای موجود در بازار استفاده کنید و محصولی تولید کنید که مشتریان، به استقبال آن بیایند. اگر محصولتان بتواند خودش، خودش را بفروشد، همه چیز رو به راه است!

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://pellebepelle.com/?p=2152
اشتراک گذاری:

نظرات

0 نظر در مورد استارتاپ چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

فراموشی رمز عبور

ثبت نام

به مرکز کارآفرینی پله به پله خوش آمدید.

به مرکز کارآفرینی پله به پله خوش آمدید